تصاوير منتخب

۴

خوردی زمین و با عجله من به سر زنان

متن

خوردی زمین و با عجله من به سر زنان

هرطور که بود آمدم از بین کوفیان

 دیدم که بی هوا به سرت سنگ میخورد

در زیر ِ دست و پا بدنت چنگ میخورد

 یک عده گرگ دور ِ تنت پَرسه میزدند

شمر و سنان و حرمله هم هر سه میزدند

یادم نمیرود که سنان حرفِ بد زد و

شمر ِ حرامزاده به جسمت لگد زد و

بر سینه ات نشست بمیرم که وای وای...

تا که سرت شکست زدم زیر ِ های های

گفتم چنین نبُر که حسینم شکار نیست

این رسم ِ ذبح کردنِ این روزگار نیست

لب تشنه را که با عجله سر نمیبُرَند

حداقل مقابل دختر نمیبرند...

 برگرفته از وبلاگ مشق هیئت

نظرات (۴)

    • پاسخ:

      سلام برادر
      چشم...
    • پاسخ:

      سلام
      مصیبت بزرگی است... 
      خدا کنه یه کم از غصه های حضرت زینب (س) رو به ماهم بدن...
    • پاسخ:

      سلام
      خدمت میرسیم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">