تصاوير منتخب

    • یا رسول الله

      یا رسول الله


      بس که از آه، دل شعله ورت می سوزد

      با تماشای تو قلب پدرت می سوزد

      ای جگرگوشه ی من شعله مزن بر جگرم

      جگرم سوخت ز بس که جگرت می سوزد

      زودتر از همه پیش پدرت می آیی

      زودتر از همه شمع سحرت می سوزد

      زیر پرهای تو آرام گرفتم بابا

      حیف از آن روز که تو بال و پرت می سوزد

      بعد من هر چه بلا هست سرت می آید

      بعد من وای که پا تا به سرت می سوزد

      گاه در کوچه ای از درد زمین می افتی

      گاه از دست کسی چشم ترت می سوزد

      گاه در پشت در خانه ی خود می نالی

      چشم وا می کنی و دور و برت می سوزد

      یک طرف دست تو در پای علی می شکند

      یک طرف دخترکت پشت سرت می سوزد

      از صدای تو در آن شعله علی می فهمد

      که اگر فضّه نیاید پسرت می سوزد

      حسن لطفی

    • اربعین

      اربعین


      من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم

      دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟!

      یک نفر نیست به داد منِ تنها برسد؟

      در پی «راه بلد» در دل صحرا ماندم

      حلّ این مشکل امروز به دست فرداست

      چند سالی است که در حسرت فردا ماندم

      در حقیقت شده آیا که بپرسم از خود

      چه قدَر منتظر یوسف زهرا ماندم؟!

      من به دنبال تو امّا تو کنارم هستی

      آه ... من با لب تشنه، لب دریا ماندم

      چه کسی گفته که تو غایبی آقا؟! غلط است

      منِ آلوده در این غیبت کبری ماندم

      نوکری روسیهم ... جای تعجّب دارد

      با تمام بدی ام باز هم «آقا» ماندم

      یا بگویید:«بیا» یا که بگویید: «برو»

      خسته ام بس که در این «شاید و امّا» ماندم

      پسر فاطمه! نگذار که ناکام شوم

      جلوه کن منتظر جلوه ی طاها ماندم

      کربلا ... پای پیاده ... چه قدَر می چسبد

      من که امسال هم از کرب و بلا جا ماندم

      محمد فردوسی

    • یامهدی

      یامهدی


      غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

      از شما دور شدن زار شدن هم دارد


      هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند

      عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد


      عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

      چشم بیمار شده تار شدن هم دارد


      همه با درد به دنبال طبیبی هستیم

      دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد


      ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست

      بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد


      آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

      این همه عقده تلنبار شدن هم دارد


      از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

      لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد


      نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!

      این بدی مانع دیدار شدن هم دارد


      ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم

      عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

    • یا صاحب الزمان (عج)

      یا صاحب الزمان


      اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنی

      کمی برای خیر ما بلا درست می کنی

       

      از این طرف همیشه بارها خراب می کنم

      از آن طرف همیشه بارها درست می کنی

       

      اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم

      تو از وجود سنگ هم طلا درست می کنی

       

      من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام

      به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟!

       

      گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود

      تو با کریمی خودت گدا درست می کنی

       

      کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند

      تویی که از غریبه، آشنا درست می کنی

       

      اگر بناست بعد از این مرا خراب تر کنی

      از اول این خراب را چرا درست می کنی؟!

       

      از این دلی که سال هاست بندگی نکرده است

      فقط تویی که بنده ی خدا درست می کنی

       

      تو یک غروب می رسی و گنبد بقیع را

      شبیه گنبد امام رضا درست می کنی

      علی اکبر لطیفیان